مرتضى راوندى

17

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

سير درآمده بود . اين نوع ظروف نيز با قديميترين بقاياى انسان ، در دشت پيدا شده و بنابراين نشانهء مهمى براى ارتباط ميان اين دو مرحلهء سكونت است . در اين جامعهء بدوى ، وظيفهء مخصوصى به عهدهء زن گذاشته شده بود : وى گذشته از آنكه نگهبان آتش و شايد اختراع‌كننده و سازندهء ظروف سفالين بود ، مىبايست چوبدستى به دست گرفته ، در كوهها به جستجوى ريشه‌هاى خوردنى نباتات يا جمع‌آورى ميوه‌هاى وحشى بپردازد . شناسايى گياهان و فصل روييدن آنها و دانه‌هايى كه مىآوردند ، مولود مشاهدات طولانى و مداوم بود و او را به آزمايش كشاورزى هدايت مىكرد . نخستين مساعى وى در باب كشاورزى ، در زمينهاى رسوبى انجام گرفت ، و در همان حال كه مرد اندك پيشرفتى كرده بود ، زن با كشاورزى ابتدايى خود ، در دورهء حجر متأخر « 1 » ( دوران اقامت در غار ) ابداعات بسيارى نمود . در نتيجه ، مىبايست عدم تعادلى بين وظايف مرد و زن ايجاد شود ، و شايد همين امر ، اساس بعضى جوامع اوليه كه زن در آنها بر مرد تفوق يافته ( مادر سالارى ) « 2 » بوده است . در چنين جوامعى ( و همچنين در جوامعى كه تعدد شوهران براى زن معمول است ) زن كارهاى قبيله را اداره مى - كند ، به مقام روحانيت مىرسد ، و در عين‌حال زنجير اتصال خانواده ، بوسيلهء زنان صورت مىگيرد ؛ چه زن ناقل خون قبيله به خالصترين شكل خود به شمار مىرود ، خواهيم ديد كه اين طرز اولويت زن ، يكى از امور مختص ساكنان اصلى نجد ايران بوده و بعدها در آداب آرياييان فاتح وارد شده است . » « 3 » بسيارى از صاحبنظران ، چنان كه قبلا گفتيم ، آشنايى انسان را با كشاورزى يك مرحلهء انقلابى در تاريخ بشر مىدانند . « در اين دوره ، انسان از حالت سادهء تحصيل وسايل معيشتى به توليد وسايل زندگى پرداخت . با رسيدن به مرحلهء كشاورزى و دامپرورى ، بشر از مرحلهء ديرينه - سنگى وارد مرحلهء نوسنگى شد . در اين دوره نيز مانند سابق ، از ابزارهاى سنگى استفاده مىكردند منتها هنرمندان آن دوران سنگها و ديگر وسايل چوبى و استخوانى را با استادى بيشترى آمادهء كار مىكردند . از بركت كشاورزى و دامپرورى ، زندگى انسانها از بيخ و بن تغيير كرد ، وسايل معيشتى بيش از پيش فراهم گرديد ، و مردم آن روزگار از بركت امنيت و آرامش نسبى ، فرصت بيشترى براى امور اجتماعى پيدا كردند . امكانات بشر براى پرداختن به نقاشى ، حكاكى ، موسيقى و ساير امور ذوقى و هنرى بيشتر شد و زندگى روزبروز غنيتر و متنوعتر و پيچيده‌تر گرديد . در عهد نوسنگى ، انسانها مانند گذشته ، به صورت جماعات ( كمونها ) به حيات خود ادامه مىدادند ، ولى جماعات كشاورز و دامپرور تازه به دوران رسيده ، بر جماعات كهن كه از راه شكار و گردآورى مواد غذايى زندگى مىكردند ، از جهات مختلف ، برترى و مزيت داشتند . چه اينان مىتوانستند وسايل زندگى و مواد غذايى بيشترى تهيه كنند و از بركت اين امكانات ، روزبروز بر تعداد نفوس بشرى افزوده مىشد - كار كشاورزان و دامپروران به يك كار دقيق و سازمان - يافته احتياج داشت . مردم اين دوران براى اولين‌بار ، به مسألهء فصل و زمان توجه كردند . مردم كشاورز ناگزير بودند هنگام كشت ، و وقت درو ، و فصل شخم را مراعات كنند . به اين

--> ( 1 ) . Neolitique ( 2 ) . Matriarcat ( 3 ) . تاريخ ايران از آغاز تا اسلام . پيشين . ص 10 - 9 .